تبليغاتX
...صبح سفید من...

...صبح سفید من...

کجایی ببینی پشت سرت شعر میگم؟؟؟....

روز مادر رو به مامان گلم تبریک میگم...مامانی دوست دارم اندازه ی تمام گلای روی زمین


 

روز مادر رو به تمام مامانای دنیا از جمله مامان خودم تبریک می گم.

 

مامانی روزت مبارک

 

انشاالله صد سال زنده باشی هر سال روز مادر رو بهت تبریک بگم و روی ماهت رو ببوسم.

   
 

تویی بهانه ی آن ابرها که می گریند بیا که صاف شود این هوای بارانی

   

 

خورشید نهان دلم شکسته است بیا

دنیا به امید تو نشسته است بیا

در این شب تاریک و سراسر حسرت

آب از سر اسمان گذشته است بیا

خورشید نهان طلوع کن بی تو خانه زخم خورده است


چه ساده در ازای یک نگاه پاک و ماندنی

هزار مرتبه مرا ز خجالت آب می کنی

به خاطر تو من همیشه با همه غریبه ام

تو کم تر از غریبه ای مرا حساب می کنی

و کاش گفته بودی از همان نگاه اولت

که بعد من دوباره دوست انتخاب می کنی

-------------------------

شاید بتونی گل رو پرپر کنی و زیر پات لهش کنی...اما هرگز نمیتونی بوی اونو از بین ببری.

-----------------------

به خاطر عشق جنگ بکن ولی هیچ وقت اون رو گدایی نکن؛ چون هیچ وقت چیزای خوب رو به گدا نمی دن.

   

 

هر که در سینه دلی داشت به دلداری داد

دل نفرین شده ی ماست که تنهاست هنوز...

یاد مرا ای دوست تو نیز از یاد خواهی برد....روزی که از تو سراغ مرا گیرند و تو بی اعتنا می گویی:

او مــــــُـــــرد

   

اگر گاهی ندانسته به احساس تو خندیدم

و یا از روی خودخواهی فقط خود را پسندیدم

نگاهم را ببخش

اگر تو مهربان بودی و من نا مهربان بودم

برای دیگران سبز و برای تو خزان بودم

نگاهم را ببخش



نه یاری تا کنم در زندگی عشقش بهانه

نه عشقی تا که من از سوز آن سازم ترانه

دل من خواهد از من تا همه دنیا بگردم

مگر پیدا کنم در عالم از عشقی نشانه

ز خاموشی شود افسرده جانم

گرفته سر به سوی آسمانم

که سوزان کن دلم از غم خدایا

دل بی غم نمی خواهم خدایا

زمانی سینه ام کاشانه ی عشق و صفا بود

چو روی یار من آیینه ی لطف خدا بود

کنون آیینه ام از کینه ی دنیا شکسته

که یارم در بر آیینه ای دیگر نشسته

ز خاموشی شود افسرده جانم

گرفته سر به سوی آسمانم

که سوزان کن دلم از غم خدایا

دل بی غم نمی خواهم خدایا

   

 

 

زمینی که خارهایش گل هایش را خفه می کنند شایسته ی زندگی کردن نیست.

یه شعر قشنگ اما یه جورایی یه کوچولو سیاسی گذاشتم تو ادامه مطلب.گفتم شاید بهتر باشه این جور شعر ها رو از تو ادامه مطلب بخونید...

.......................................قشنگه حتما بخونیدش و نظر بدید............................

 

   

مرا از یاد بردی گله ای نیست             بین عشق من و تو فاصله ای نیست

 

گفتی که کمی فکر خودم باشم و آنوقت        جز عشق تو مرا دغدغه ای نیست

 


بچه ها موافقین یه نظر سنجی یا یه جور آمار گیری بکنیم؟؟...

من می خوام این کارو بکنم...

پس: لطفا هر کسی که عشقش بهش نا مردی کرده یا به عشقش نرسیده نظر بده.

....نظر بدید....

 

   
سلام...

دیگه نمی دونم از چی بگم که واستون تازگی داشته باشه و خوشتون بیاد...

همه ی موضوعات عاشقانه تکراری و خسته کننده شده و اونم تنها دلیلش اینه که توی آدما دیگه عاشق واقعی پیدا نمیشه...

از همه چیز و همه کس خستم...

از آدمای متظاهر متنفرم...از زندگی و تکرار و تکرار خسته شدم...

حتی از آدمای عاشق و حتی از عشق خستم...کاش حداقل یه آدم پیدا می شد که درد منو بفهمه

دیگه توی این دنیا ی کوچیک نمی دونم به کی باید اعتماد کنم..دیگه نمی دونم که کی عاشق و کی ...

اون عاشقی که اومده بود عاشقی نبود که به عشق من اومده باشه و اون صدایی که مدام می گفت دوست دارم صدای اون نبود بلکه صدای خش خش برگهای خزونی بود که در غم عشق من خزون شده بودند و من در پایان امید و قصه ی عشقم این رو فهمیدم..

ای کاش هیچ وقت عاشق نمی شدم ..ای کاش.........

   
دل‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌م تنگ است

دلم اندازه ی حجم قفس تنگ است

سکوت از کوچه لبریز است

صدایم خیس و بارانی ست

نمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانی ست...

آنگاه که واژه ی عشق را با دستانت بر قلبم نوشتی سواد نداشتم اما به دستانت اعتماد داشتم.

حال سواد دارم اما دیگر به چشمان خود اعتماد ندارم.

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق                     ثبت است در جریده ی عالم دوام ما

بودنم را هیچ کس باور نداشت

هیچ کس کاری به کار من نداشت

بنویسید بعد مرگم روی سنگ

با خطوطی نرم و زیبا و قشنگ

او که خوابیده ست در این گور سرد

...بودنش را هیچ کس باور نکرد...



بعد از چند وقت دوباره وبلاگ رو دارم آپ می کنم.

امیدوارم از آپم خوشتون بیاد.

نظر یادتون نره

   

سال وفال و مال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت...بادت اندر هر دو گيتي برقرار و بر دوام ...سال خرم .فال نيکو..مال وافر.حال خوش .اصل ثابت. نسل باقي.تخت عالي.بخت رام.پيشاپيش سال نو مبارک

 

با آرزوی سالی خوش برای شما

نظر یادتون نره

   

گفتي چطوري ميشه تو خاطر تو موندي شد ؟ گفتم يا دلم رو به دست بيار يا اونو بشکن ولي . ولي نمي دونم چرا تو دومي رو انتخاب کردي

..........................

زياد غر نمي زنم وحالا دارم از سکوت مي مي رم بعضي وقت ها سکوت از فرياد گويا تر است ولي سکوت تو معنايش فقط يک چيز است :ديگر برايت اهميت ندارم

-----------------------------------------------------------

پسري بودم كه اسم نداشت با پسري اشنا شدم كه وجود نداشت به شهري رفتم كه ادم نداشت به رستوراني رفتم كه غذا نداشت باقاشق چنگالي غذا خوردم كه دسته نداشت غذاي خوردم كه مزه نداشت ولي خدا وكيلي سركار گذاشتن تو خيلي مزه داشت

-----------------------------------------------------------

کاش ميشد که قلب وسعت مي گرفت شمع با پروانه الفت مي گرفت کاش ميشد در پس احساس ها خنده ها از اشک سبقت مي گرفت كاش مي شد اشك را تهديد كرد. فرصت لبخند را تمديد كرد. كاش مي شد در غروب لحظه ها خاطرات عشق را تجديد كرد

-----------------------------------------------------------

 

هميشه حرفهايي هست که بايد بزنيم اما يه بغضي هست که نمي تونيم فرياد بزنيم و فقط سکوت مي کنيم سکوتي که نشانه رضايت نيست. پس فرياد بزن با فرياد بي صدايت .... باور بکن واميدوار باشکسي که در زمين خاکي نيافتي در بالا دست تو را ميبيند بياييد ديگر تاوان سکوت را با گريه پس ندهيم هرکس به اندازه اي که احساسش مي کنند"هست"هر کسي را نه بدانگونه که "هست" احساسش مي کنند

------------------

از گابريل گارسيا ماركز مي پرسند اگه بخواي يه كتاب صد صفحه اي در مورد اميد بنويسي، چي مي نويسي؟ مي گه 99 صفحه رو خالي مي ذارم. صفحه ي آخر سطر آخر مي نويسم اميد آخرين چيزي است كه مي ميرد يادت باشه دنيا گرده,هر وقت احساس كردي به اخر رسيدي شايد در نقطه شروع باشي

   

عـــــــــــــــــــــــــــــــشق


 

اگر با درک عشق و محبت و سعی در ایجاد علاقه نتوانیم خوشبخت بشویم با هیچ چیز دیگر خوشبخت نخواهیم شد حتی زندگی پیشرفته و صنعتی نیز بدون حضور عشق ملالت آور و غم انگیز است ....عشق فقط یک احساس نیست یک ایدئولوژی هم هست یک مسیر هم هست عشق بدون حکمت و اندیشه صرفا یک احساس هست اما با حکمت و اندیشه باعث طوفانی میشود همانند طوفانی که مولانا به پا کرد ....گر شدی عطشان بحر معنوی...فرجه ای کن در جزیره مثنوی...فرجه کن چندانک اندر هر نفس...مثنوی را معنوی بینی و بس...مثنوی ما دکان وحدت است ...غیر واحد هر چه بینی آن بت است  ...عشق

   
 نوشتم ز آشنايي ترس دارم ...نوشتي از جدايي ترس دارم ... نوشتم با تو هستم تا هميشه ...ولي از بي وفايي ترس دارم

                                 -----------------------------------------------------

عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست...

                       تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست...

                                    عاشقي مقدور هر عياش نيست.....

                                                     غم کشيدن صنعت نقاش نيست

                                      ..........................................................

انسان با سه بوسه تکميل مي شود

1-بوسه مادر که با آن پا عرصه خاکي مي گذاري

 2- بوسه عشق که يک عمر با ان زندگي مي کني

3- بوسه خاک که با ان پا به عرصه ابديت مي گذاری

   

 نگاه مه آلود تو اي غريبه اي آشنا بوي روياي کال مي دهد دلتنگ تر از هميشه...

 بگذار فقط امشب خواب تو را ببينم


دواي همه دردها نيكي است ، به شرط آنكه ندانند شما نيكيد وگرنه نخواهند گذاشت نيك بمانيد

...........................................

 زندگي كوتاهتر از آن است كه به خصومت بگذرد و قلب ها گرامي تر از آنند كه بشكنند آنچه از روزگار به دست مي آيد با خنده نمي ماند و آنچه از دست برود با گريه جبران نمي شود فردا خورشيد طلوع خواهد كرد حتي اگر ما نباشيم

-----------------------------------------------------

 گل گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من خوشگل تر است..." به پروانه گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من زيبا تر است..." به شمع گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من سوزان تر است..." به عشق گفتم: "آخر تو چيستي؟" گفت: "نگاهي بيش نيست

   
فرشته از سنگ پرسيد : چرا از خدا نمي خواهي که تو رو انسان کنه؟ سنگ گفت : هنوز آنقدر سخت نشدم که انسان بشم اين روزها معنای تلخ زندگی٬نهفته در لبخند تلخ پرندگان به انسانهايی است كه از آخرين تكه ی نانشان هم نمی گذرند

 به عشق گفتم : تا تو رو دارم تنها نيستم من رو تنها گذاشت و رفت .... به احساس گفتم: تا تو رو دارم تنها نيستم من رو تنها گذاشت و رفت ....به وفا گفتم: تا تو رو دارم تنها نيستم اونم من رو تنها گذاشت و رفت.... ولي وقتي به تنهايي گفتم: تا تو رو دارم تنها نيستم ، موندو همدمو مونسم شد


هميشه وقتي که گريه ميکني اوني که آرومت ميکنه دوستت داره ولي اوني که با تو گريه ميکنه عاشقته

   

با خودم عهد بستم بارديگرکه تورا ديدم، بگويم ازتودلگيرم ولي بازتورا ديدم و گفتم: بي توميميرم


مي دوني چرا رنگ غروب سرخه؟

چون خورشيد وقتي مي بينه من وتو با هم دوستيم آتيش مي گيره

   

گر صبر کنی ز قوره حلوا سازی.....


مرداب براي به دست آوردن نيلوفر سالها ميخوابه تا آرامش نيلوفر به هم نخوره،

پس اگه كسي رو دوست داري، براي داشتنش سالها صبر كن

   
اصلن در این شکی نیست که من خیلی کوچک کوچک کوچکم اما نمی دونم تنهایی ام از کجا آب می خوره که حتا گوشه ایی از اونو هیچکدوم از این آدمای بزرگ بزرگ بزرگ پر نمی کنن ...

.....................................

اگه دوست داري عميق ترين ، طولاني ترين و محکم ترين بوس دنيا رو تجربه کني بيا پيش خودم تا لباتو بذارم... رو لوله جارو برقي

   
وصيت چارلي چاپلين به دخترش! دخترم!..... هيچ کس و هيچ چيز ديگر در اين دنيا نمي توان يافت که شايسته آن باشد که دختري ناخن پاي خود را براي آن عريان کند برهنگي بيماري عصر ماست به گمان من تن تو بايد مال کسي باشد که روحش را براي تو عريان نموده است

...............................

 با دلي تنگ به جبران گناهي كه نكردم گريه ها كردم و بر اتش دل اشك فشاندم

ناگزير اشك فشان غمزه از كوي تو رفتم

نا اميدانه ز دل اه غريبانه كشيدم تا به سوگ دل تنها شده مستانه بگريم

نيم جان پيكر خود بر در ميخانه كشيدم

   

نگاه کن پنجره ها به لبخند من و تو چشم دارند

 

و باران در اندیشه ی فاصله ی من و تو می بارد

..............

در داداگاه عشق ....قسمم قلبم بود

و وكيلم دلم......

و حضار جمعي از عاشقان و دلسوختگان.....

نامم را بلند خواندو گناهم را دوست داشتن تو اعلام كرد....

پس محكوم شدم به تنهايي و مرگ.....

كنار چوبه دار از من خواستن تا اخرين خواسته ام را بگويم......

ومن گفتم به تو بگويند كه......

.........دوستت دارم

   

مرگ من روزی فرا خواهد رسید

 

در بهاری روشن از امواج نور

 

در زمستان غبار الود و دور

 

یا خزانی خالی از فریاد و شور

 

بعد ها نام مرا باران و باد

 

نرم می شوینداز رخسار سنگ

 

گور گمنام میماند به راه

 

فارغ از افسانه های نام و ننگ

.......

همه یه روز میان و یه روز میرن اما هزار روز ما رو دلتنگ خودشون می زارن

   

یک عمر تو را به هر کجایی بردم

هر لحظه گذشت بی تو من نشمردم

حالا تو بمان و قصه ات.راحت باش

از بس نرسیدم به تو آخر مردم

   

لحظه ها رادریاب        چشم فردا کور است

...........

زندگی رسم خوشایندی ست

زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ

پرشی دارد به اندازه ی عشق

زندگی چیزی نیست که لب طاقچه ی عادت از یاد من و تو برود

زندگی مجذور آیینه است

زنگی گل به توان ابدیت

زندگی ضرب زمین است در ضربان دل ما

زندگی هندسه ی یکسان نفس ماست

 

   
من اینجا بس دلم تنگ است...

  و هر سازی که می بینم بد آهنگ است

                بیا ره توشه برداریم

            قدم در راه بی برگشت بگزاریم

                           ببینیم آسمان هر کجا

                                           آیا همین رنگ است؟؟!!!....


خدایا...مسافری که به سوی تو می آید زود می رسد.

   

من خیال میکردم دوستی

همچون سروی سر سبز

چهار فصلش همه آراستگی است

من چه میدانستم

چیست باد؟

زمستانی هست

من چه میدانستم سبزه می پژمرد از بی آبی

سبزه یخ میزند از سردی دی

من چه میدانستم دل هر کس دل نیست

قلبها صیغلی از آهن و سنگ

قلبها بی خبر از عاطفه اند

سخن از مهر منو جور تو نیست

سخن از

                                               متلاشی شدن دوستی هاست

      

   

موندن و سوختن و ساختن همه یادگار عشقه...انتقام از تو گرفتن کار من نیست ...کاره عشقه.


تو رو آهسته مي بخشم

اگر چه از تو دلگيرم

بهت حق مي دم عاشق شي

اگرچه بي تو ميميرم ...

 


۱ـ اگر فكر مي كنيد، كه دنيا هيچ معني ومفهوم ندارد،بار

ديگر تامل كنيد.شايد خود،دنياي كس ديگري باشيد.

۲ـ در آن هنگام كه نگاه كردن به عقب حاصلي جز شكست

به دنبال ندارد ودر آن هنگام از نگاه كردن به جلو واهمه

داري،مي تواني به يكي از دو طرفت نگاه كني تا ببيني

بهترين دوستت آنجا در كنار تو ايستاده است.

۳ـ دوستاي خوب مثل ستاره هستند...بيشتر اوقات ناتوان از

ديدنشان بوده اما از حضور پايدارشان آگاه هستيد.

۴ـ همه چيز در پايان،خوب است.اگر خوب نباشد،بدانيدهنوز

به نقطه ي پايان نرسيده ايد.

۵ـ خيلي ها وارد زندگي تان شده و از آن خارج مي شوند،اما

تنها دوستانتان هستند كه ردپايي از خودشان روي قلب

شما بر جاي مي گذارند

   

فکر میکردم با تو تموم نا تموم های من تموم میشه

اما خودت یکی از نا تموم های من شدی

.

.

.

نمیدونم چرا این روزها

با هر کس رفاقت میکنم

                              فکر میکنه اینقدر باهم دوست بودیم.که دیگه وقت خیانت

        .

         .

         .

موج اگر میدانست ساحل هیچ گاه دستش را نمی گیرد

هرگز برای رسیدن به آن نفس نفس نمیزد

.

.

.

سهمم از عاشقی این بود

نگو سهم من زیاده

                                          دل من واسه یه ذرش همه زندگیشو داده

                                                                        .

                                                                        .

                                                                         .

                                          

                در بی کسی هام گم شده بودم که ناگهان دستی آمد و میوه امید تعارف کرد

                                                                            .

                                                                            .

                                                                            .

                                عاشق نبودن یه درده و عاشقی هزار درد

                                                        

   

من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی

ولی با خفت و خواری پی شبنم نمی گردم


در نگاه کسی که پرواز را نمی فهمد هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد.

 

   

مي گويند شيشه ها احساس ندارند....

اما وقتي روي شيشه ي غبار گرفته اي نوشتم دوستت دارم

                           به آرامي گريست

   

اینم بازی روزگاره با دلای عاشق


بر تخته ي سياه زندگي ،

 

 احتمالات و فرضيات را چه خوب به من آموختي.

 

گفتي "احتمال اينكه عاشقت بمانم كم است ،

 

 پس فرض كن كه...

 

 

 

 رابطه اي در كار نبوده است!!!

   

زندگي را دوست دارم

 

                     نه در قفس، 

 

                عشق را دوست دارم،

 

                    نه در هوس،

 

                 تو را دوست دارم،

 

                   تا آخرين نفس...

   
 

شکسپیر میگه:عشق مثل آبه می تونی تو دستات قایمش کنی

 ولی یه روز دستات باز می کنی می بینی همش چکیده

بی اینکه بفهمی دستت پر ازخاطرست

   
موقعی که به دنیا آمدم،گریستم و

 

هروز نشان می دهد که چرا گریستم

   
من عاشقت بودم ولي     هرگزتو يادت نمياد

گر چه هنوز دوست دارم    اما غرورت نميخواد


من عاشقت بودم ولي      هرگزتو يادت نمياد

                     

   

همیشه انقدر ساده نرو و مگذر...!!

شاید کسی در پی تو می دود و نامت را با صدای بی صدایی فریاد می زند...!

و تو ...هیچ وقت او را ندیده ای

   

 

احساس می کنم که تو رنج می بری

از اينکه عاشق شدی

تمام آنچه را که من می خواستم يک شانس بود که نصيبم شد

بايد به تو ثابت کنم که دوستت دارم

از آن روزی که تو را ديدم

حس کردم که ما تا ابد با هم خواهيم ماند

روح تو آسيب ديده بود

تو شايد دلگير از اينکه دوباره عاشق شدی

يعنی من شايسته عشق دوباره تو بودم....!

نمی دانم چگونه عشقم را به توثابت کنم تا تو گذشته را فراموش کني

نه من هرگز نمي توانم و نمي خواهم که تو را آزار دهم ويا

اينکه قلبت را بشکنم

اگر چنين روزی رسيد بهتر است که بميرم تا اينکه غم تو را ببينم

من با تمام وجود در کنارت خواهم ماند

اميدوارم که با گذر زمان همه چيز به تو ثابت شود

احساس می کنم که می ترسی عشقت و احساست را بروز دهی

من تو را درک می کنم...

ولی بهتر است که احساست را بروز دهی

شايد اندکی از رنج و ترديدت کاسته شود

آری عزيزم همه انسانها با هم فرق دارند

من هم سعی می کنم در اين راه به تو کمک کنم

اکنون به تو نياز دارم...

به من شانسی بده تا به تو ثابت کنم که چقدر دوستت دارم

من هر آنچه دارم به تو تقديم می کنم

اگر تو در کنارم باشی

گذشته ات را جبران می کنم

و به تو ثابت می کنم

که عشق واقعی چيست...!!

"سحر"

   

من خواب دیدم ...

تو را در خواب دیدم که با منی

و حرفهایمان را که آواز دل نشین عشق است با تو و در میهمانی آغوش گرم تو شنیدم

دیر نشده است.

من می دانم. تو هم میدانی...

می دانم که از همیشه بیشتر و بهتر حرف برای گفتن داری

من هم برای شنیدن حرفهای تو آرام و قرار ندارم و سر از پا نمی شناسم.

دل دل می کنی.نمی دانی چگونه بگویی...

تو را در خواب دیدم که نمی دانی حرفت را از کجا شروع کنی.مردد هستی.حرفت را خواهی زد. و باز هم با گفتن حرفهایت مرا دگرگون خواهی کرد.

دلم به لرزش خواهد افتاد. همانند لرزش آبشار آبی که از یک کوه بلند به پایین بریزد.

دلم می لرزد و آن وقت است که تو را حس خواهم کرد و خواهم فهمید که تو همان هستی.

من خواب دیده ام.تو آمده ای

و در آرامش خلوت شب.همچنان آواز عشق را در گوشم زمزمه می کنی.

من تو را در خواب دیدم

و خوابم را این گونه تعبیر می کنم که تو می آیی و برای همیشه خواهی ماند.   "سحر"

   
هنوز می ترسم.از قار قار شوم کلاغی که یک روز کابوس تلخ رفتنت را به هیاهوی ساده ی خوشبختی ام خبر دهد و برود...

                                *  *   *   *  *  * ‌ *

من اناری می کنم

    دانه به دل می گویم:

           خوب بود این مردم

                         دانه های دلشان پیدا بود......

                                        *  *   *   *  *  * ‌ *

    شاید باز به هم رسیم...روزی که من بسان دریایی خشکیدم.

   و تو چون قایقی فرسوده بر خاک ماندی.

   اما اکنون میان ما فاصله چندان است که میان ابرهایی که در آسمان و انسانهایی

    که بر زمین سرگردانند.

                                      *  *   *   *  *  * ‌ *

  تا رسیدن به تو سایه ات خواهم بود...

 

 

   

                            

   

دیوانه نیستم چون دیوانه بودن عشق می خواهد.

عشق خواستن جسارت می خواهد.

و من هیچکدام را ندارم...

   
و این جهان به لانه ی ماران مانند است! و این جهان پر از صدای پاهای مردمی است که هم چنان که تو را می بوسند در ذهن خود طناب دار تو را می بافند.

            

   
مواظب گرمای دلت باش که زمستون کاری رو که با زمین کرد زندگی با دل تو نکنه

   
تا حالا شده از یکی خوشت بیاد و اونم از تو خوشش بیاد اما تو اینقدر جرئت نداشته باشی که بهش بگی دوسش داری.و
وقتی هم که اون میاد طرف تو و به تو ابراز علاقه می کنه اونو از خودت برونی و بعد برای همیشه از کارت پشیمون بشی
و تا ابد افسوس کار اشتباهت رو بخوری و هر وقت که می بینیش با حسرت بهش نگاه بکنی..؟؟
   
عشق رازي است مقدس. براي کساني که عاشقند،عشق براي هميشه بي کلام مي ماند؛اما براي کساني که عشق نمي ورزند،عشق شوخيِ بي رحمانه اي بيش نيست.
   

وقتي به من رسيدي از عشق خسته بودم

بي آرزوي پرواز در خود نشسته بودم



چشمان اعتمادم از عاشقانه مي سوخت

ته مانده ي غرورم بر روح وصله مي دوخت



وقتي به من رسيدي در من ترانه مي مرد

آنجا كه خاطراتم شب را به خانه مي برد



پايان گرفته بودم در ساعت شكفتن

گفتم رسيدي اما چيزي نمانده از من



من از ان ابتداي اشنايي شدم جادوي موج چشم هايت

تو رفتي و گذشتي مثل باران ومن دستي تكان دادم برايت



تو يادت نيست يادت نيست انجا اولش بود



همان جايي كه با هم دست داديم

همان لحظه سپردم هستيم را به شهر بيقرار دست هايت

تو رفتي باز هم مثل هميشه من وياد تو با هم گريه كرديم



تو ناچاري براي رفتن و من هميشه تشنه ي شهد صدايت

اگر مي ماندي وتنها نبودم عروس آرزو خوشبخت مي شد



و فكرش را بكن چه لذتي داشت شكفتن روي باغ شانه هايت

دعايت مي كنم خوشبخت باشي تو هم تنها براي خود دعا كن



الهي گل كند در آسمان ها خلوص غنچه ي سرخ دعايت



خلوص غنچه ي سرخ دعايت الهي درآسمانها

   

لبش می بوسم و در می کشم می

به جام زندگانی برده ام پی

نه رازش را توانم گفت با کس

نه کس را توانم دید با وی

   

گناه ما جا ده ایست که می گوید برو...

   
زندگي عشق است .عشق افسانه نيست انکه عشق را افريد ديوانه نيست. عشق ان نيست که کنارش باشي!عشق آن است که به يادش باشي
   
يكرنگ تر از تخم مرغ نديدم ، آنهم شكست و دورنگي اش پيدا شد
   
کاش میتونستم حرف دلم رو بهت بگم ...

کاش میشد به این راحتی ها با تو راحت نبودم ....

کاش میشد بهت میگفتم :نه.نه..........نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

ولی هر وقت میام بگم...میگم بی خیال دفعه بعد ....بهش میگم ...........نه..

و چرا هیچ وقت دفعه بعد پیش نمی آیـــــــــــــــــــــــــــد .؟

چرا پیش نمی آد که بهت بگم می ترسم از عاقبت این رابطه .......

می تر سم از این مکالمات .....می ترسم از ....

شاید به خاطر سستی ایمان و ضعف نفس من باشه ...

   

تو مثل اون گل سرخی که گذاشتم لای دفتر

مثل اون حرفی که ناگفته میمونه دم آخر

تو  مثل بارون عشقی روی تنهایی شاعر

تو همون آبی که رسم بریزن پشت مسافر

مثل برق ۲تا چشمی توی یه قاب شکسته

مثل پرواز واسه قلبی که یکی بالشو بسته

   
درباره وبلاگ
در بهار زندگی رفتی سفر...تو بی خبر...ای مانده در جانم هوای عشق تو...جای تو خالی
دوستان من
نوشته های پیشین
آرشیو موضوعی وبلاگ
بخش ویژه
RSS
powered by : Blogfa , free persian blog service.

pictofxt

template id : TBF_004 template name : Lonely Girl

1majnoon

مریم

http://1majnoon.blogfa.com

...صبح سفید من...

در بهار زندگی رفتی سفر...تو بی خبر...ای مانده در جانم هوای عشق تو...جای تو خالی کجایی ببینی پشت سرت شعر میگم؟؟؟.... Free Blog Templates

Template Design Workshop offers professional web templates, flash templates and other web design products available for immediate download. This template also designed by Template Design Workshop design team. You can download free templates for your site, blog, cms or portal. Feel free to contact us about new templates.

Multimedia Design Group Free Blog Templates Blog Templates Free Blog and Site Templates Flashmate Free Persian Blog Templates. pictofxt